|
مستند بسیار زیبای حجاب دختران آخرزمان |
اموزش گام به گام بستن شال و روسري |
مستند بسيار زيباي خود فروشي دختران |
|||||||||
|
قيمت :2600 تومان |
قيمت: 3300 تومان |
|
|||||||||
|
جديدترين ژورنال لباس و لوازم تزييني |
جشنواره ي ايران زمين در اهواز |
سخنرانی دکتر آرمان داوری پیرامون تکنیک های جذابیت بیشتر_چگونه جذاب شویم |
|
قيمت :5200 تومان |
قيمت: 2200 تومان |
|
|
|
![]() دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟
حیف نون زنگ می زنه ثبت احوال، می گه: ببخشید، اونجا ثبت احواله؟ من امروز احوالم خیلی خوبه، می خواستم ثبت کنم!
توی یک مهمانی، یک خانمی رو می کنه به حیف نون، می گه: به نظر شما من چند سالمه؟ حیف نون می گه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق می شم می بینم اصلا بهتون نمی یاد!
حیف نون می ره کارخانه چوب بری استخدام بشه، آقاهه می پرسه: سابقه ای تو کار چوب بری داره؟
معلم: کی می دونه چرا هواپیما پروانه داره؟
یارو می رسه به دوستش می گه: حیف نون چی شده؟ خیلی به نظر ناراحتی؟ برچسبها : لطیفه - های - حیف - نون ![]() نوشته شده در 21 آبان 1388 ساعت 22:31 توسط
![]() یه غضنفر گفتن: با وطنم جمله بساز. غضنفر گفت: دیروز رفتم حمام و تنم را شستم! به غضنفر گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. غضنفر گفت: اتفاقا با تی دسته دار تنمو شستم
یه روز غضنفر سوار یه اتوبوس 2 طبقه میشه میره داخل اتوبوس طبقه اول جا نیست میره طبقه بالا و میشینه اتوبوس میره و یه هو خودشو پرت میکنه پایین تو خیابان ازش میپرسند ؟ چرا خودتو پرت کردی میگه اتوبوس راننده نداشت
به غضنفر میگن روزی چند ساعت کار میکنی ؟ میگه 25 ساعت . میگن مگه میشه ؟ میگه صبح ها یک ساعت زودتر بلند می شم.
غضنفر میخواسته خود کشی کنه تیر رو میزنه به مغزش بعد از نیم ساعت میمیره !!!!!!!همه دانمشمندان جمع میشن که ببینن چی شده بعد از دو سال تحقیق میفهمند گلوله داشته دنبال مغز یارو میگشته
برچسبها : لطیفه - روز ![]() نوشته شده در 21 آبان 1388 ساعت 22:24 توسط
![]() 1. مرد خودپسندي بالاي سرکشاورزي ايستاده بود و کارکردنش را نگاه مي کرد.
2. يارو رو داشتن ميبردن اتاق عمل. ازش ميپرسن:همراه داري؟ ميگه: آره دارم خاموشش کردم!!!
3. در عهد حضرت عيسي (ع) شخصي مادر پيرش را در زنبيلي مي گذاشت و هرجا مي رفت، همراه خودش ميبرد. روزي حضرت عيسي او را ديد، به وي فرمود: آن زن کيست؟ گفت: مادرم است. فرمود: او را شوهر بده. گفت: پير است و قادر به حرکت نيست. پيرزن دستش را از زنبيل بيرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: اي بي شرم! تو بهتر مي فهمي يا پيغمبر خدا؟!
4. پدر، پسر تنبلش را ميبره کوهنوردي بعداز اينکه ميرسند به اون بالاي کوه باباهه به پسرش مي گه بيا ببين از اين بالا اون پايين چقدر زيباست
5. يارو ميره ته استخر تا مياد بالا مي گه : کاشي کاره عجب نفسي داشته !!!
7. به يک اسکلت ميگن يه دروغ شاخ دار بگو. مي گه: توپولويم توپولو! صورتم مثل هلو!
8. واعظي بالاي منبر از اوصاف بهشت مي گفت و از جهنم حرفي نمي زد.يکي از حاضرين پاي منبر خواست مزه اي بيندازد گفت:اي آقا،شما هميشه از بهشت تعريف مي کنيد،يک بار هم از جهنم بگوييد.واعظ که حاضر جواب بود گفت:آنجا را که خودتان مي رويد و مي بينيد.بهشت است که چون نمي رويد لااقل بايد وصفش را بشنويد!
9. طرف توي يه مانور از هواپيما با چتر ميپره پايين چترش باز نميشه ،
10. به يارو ميگن: با «ابريشم» جمله بساز. ميگه: هوا ابري شم خوبه!
11. قاضي: «چرا دستت را در جيب اين آقا کردي؟» متهم: «جناب قاضي! خيال کردم جيب خودم است.» قاضي: «پس چرا پولهايش را برداشتي؟» متهم: «يعني ميفرماييد اختيار جيب خودم را هم ندارم!»
1۲. يه اسبه زنگ مي زنه سيرک، ميگه: آقا اونجا براي من کار دارين؟
1۳. ديوانه اولي: من وقتي رو کله ام واميستم خون توي سرم جمع ميشه،
برچسبها : لطیفه - های - ناب ![]() نوشته شده در 18 آبان 1388 ساعت 23:46 توسط امیرحجت
![]() غضنفر اولين بار وارد اتوبوس واحد مي شه، مي بينه تعداد زيادي مسافر ميله اتوبوس رو محکم گرفتن و نگه داشتن. ميله رو محکم مي گيره و به بقيه مي گه: حالا ديگه شما ولش کنين، خودم نگهش مي دارم. ________________________ به غضنفر ميگن شما ايميل داريد؟ميگه نه خيلي ممنون الان ناهار خوردم. ________________________ سرهنگه داشته امتحان رانندگي ميگرفته. از غضنفر ميپرسه: اگه يه نفر وسط خيابون بود، بوق ميزني يا چراغ؟ غضنفر ميگه: برف پاك كن جناب سرهنگ! سرهنگه كف ميكنه ميپرسه: يعني چي؟ غضنفر ميگه: يعني يا برو اين طرف يا برو اون طرف ________________________ به یکی میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!
((( بقیه ی لطیفه های بی مزه در ادامه ی مطالب ))) برچسب ها : جوک خنده دار جديد، اس ام اس جديد ، اس ام اس، اس ام اس جالب جديد، اس ام اس امروز، اس ام اس خنده دار، اس ام اس سرکاري جديد، اس ام اس جوک، پيامک خنده دار، پيامک باحال جديد، پيامک امروز، پيامک م، پيامک ، جوک خنده دار، جوکهاي جديد ، بزرگترين سايت جوک فارسي، joke shahrivar mahe 88، joke jadid shahrivar، اس ام اس غضنفر، جوک غضنفر، اس ام اس آخر خنده، ادامه مطلب برچسبها : - ![]() نوشته شده در 2 آبان 1388 ساعت 23:29 توسط امیرحجت
![]() sms زيبا ترين جکها رو در اين سايت پيدا ميکنيد sms اس ام اس توپ , اس ام اس خفن , جوک اس ام اس , جوک و اس ام اس , جوک ريال sms مسيج , جوک و اس ام اس , اس ام اس هاي خفن , اس ام اس جوک , عکس ي جوک اس ام اس , اس ام اس , اس ام اس و جوک , اس ام اس تازه , مسيج جديد , sms اس ام اس جوک , جوک و sms , اس ام اس هاي خفن, جوک توپس توپس , جوک زشت جوک ي , sms اس ام اس رشتي , اس ام اس عاشقانه , اس ام اس قشنگ , جوک زيبا , جوک گرد , جوک دراز , جوک زيبا , جوک گرد , جوک دراز ,جوک زشت , جوک زيبا , جوک گرد , جوک دراز اس ام.اس ايراني , جوک زشت , جوک زيبا , جوک گرد , جوک دراز sms سايت خنده براي همه ايراني هاي دوست داشتني همه و همه در sms اينجا کيليک کن کيليک کن sms , s.m.s توپ
هنگام سحر، خروسي بالاي درخت شروع به خواندن کرد و روباهي که از آن حوالي مي گذشت به او نزديک شد. ************************* ************************* ************************* ************************* ************************* مردم تعجب ميکنن، ميگن: خوب تو ميگي چيکار کنيم؟ يارو ميگه: بابا اين که واضحه، ما اين چاهو پر ميکنيم، ميريم نزديک همه بيمارستانها يک چاههاي زيادي حفر مي کنيم!
((( بقیه در ادامه ی مطالب ))) ادامه مطلب برچسبها : - ![]() نوشته شده در 29 شهريور 1388 ساعت 22:28 توسط امیرحجت
![]() ببینید چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید: این احمده، الان دکتره یا اون... معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید: این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله. یکى از بچهها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده.
((( بقیه در ادامه ی مطالب ))) ادامه مطلب برچسبها : - ![]() نوشته شده در 28 شهريور 1388 ساعت 00:14 توسط امیرحجت
![]() ببینید چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید: این احمده، الان دکتره یا اون... معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید: این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله. یکى از بچهها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده.
((( بقیه در ادامه ی مطالب ))) ادامه مطلب برچسبها : - ![]() نوشته شده در 27 شهريور 1388 ساعت 00:14 توسط امیرحجت
![]()
برچسبها : - ![]() نوشته شده در 19 شهريور 1388 ساعت 23:35 توسط امیرحجت
![]() ملانصرالدین روزی به بازار رفت تا دراز گوشی بخرد. مردی پیش آمد و پرسید: کجا می روی؟ گفت:ب ه بازار تا درازگوشی بخرم . برچسبها : ملانصرالدین - خرید ![]() نوشته شده در 19 شهريور 1388 ساعت 19:11 توسط نگارنده ی 2
![]() سلامی به گرمی مهیاگاز به کیفیت سینجر گاز به نوآوری نیک کالا با ضمانت پنج ساله، این نام نیک است که می ماند. امیدوارم سلام مرا پذیرفته باشی و آن را با چسب پنج دقیقه رازی (همه رازی از چسب رازی) بچسبانی. شب با تمام غمها در کنار تلویزیون صنام فراتر از یک نام نشسته ام و با خودکار بیک برای تو می نویسم زیرا فقط بیک است که مثل بیک می نویسد. هنگامی که از من جدا شدی و آن چیزی که سردی را از من گرفت، فقط ضدیخ بهران بود و این بیمه ایران بود که پولش را فراهم کرد، که امروز پشتوانه فرداست . ای کاش اینجا بودی و می دیدی که باید اعتراف کنم که نگاهت اثر عمیق تری از نوار کاست سونی بر جا گذاشت. بیا سفر عشق را با پژو پرشیا که افتخار ملی ماست آغاز کنیم و با روغن ترمز بهران آسوده تر برانیم. بیا تا پیچهای زندگی را با ابزار مهدی باز کنیم و زندگیمان را با ساختمان پیش ساخته تمام اقساط بانک مسکن بهتر آغاز کنیم. بیا تا گرد و غبار جدایی و تنهایی خود را با جاروبرقی پارس خزر پاک کنیم و سوار بر موتور سیکلت هندا بشویم. بیا تا لباسهای عشقمان را با چرخ خیاطی گلبافت که محصول کارخانجات کاچیران است بدوزیم. تک ماکارون را در ظرف تفلون نچسب بریزیم و در پایان هدیه ای بفرستیم که کوچکترین ذره محبت را اندازه گیری می کند و آن چیزی نیست به جز ترازوی آشپزخانه هدیه که به دلچسبی و گوارایی زمزم است. و در آخر آرزو دارم دوباره چهره ات را با میمون چی توز ببینم. برچسبها : - ![]() نوشته شده در 14 شهريور 1388 ساعت 01:17 توسط امیرحجت
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||